مرتضى مطهري
305
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بدن از گرسنگى تلف نشود و همهء اين اعمال انجام مىشود بدون آنكه خود انسان كوچكترين توجهى را به آن داشته باشد يا راجع به آن فكر كند . . . بايد دانست كه عدهء سلولها در بدن انسان به چند ميليارد مىرسد ، يعنى عدهء آن بيش از مجموع عدهء نوع بشر در روى كرهء ارض است . هر سلولى مادهء لازم را جذب مىكند : مواد غذايى بايد مرتب به سلولها برسد و هر سلولى از اعضاى مختلف بدن مثل استخوان و گوشت و ناخن و مو و چشم و دندان و امثال آن همان غذايى را جذب مىكند كه به كار پرورش و زندگانى آن مىخورد . تجرد نفس به دليل نيروى ابتكار و اختيار : 12 . خلاصهء سخن در نمرهء پيش اينكه لازمهء ماشينى بودن عالم اين است كه حوادث همه از هر جهت و صد درصد ناشى از گذشته باشد ، در گذشته پيش بينى شده باشد ، هر حركتى لازمهء ارگانيسم موجود و عكس العمل حركات پيشين باشد بر خلاف اصل هدايت كه مىخواهد بگويد كار اين شىء در عين اينكه وابسته به تشكيلات ساختمانى خود اوست ، آينده به اعتبارى و توجه خودِ شىء به آينده به اعتبار ديگر ، در ترجيح يك حالت بخصوص مؤثر است . از اين رو اصل هدايت ملازم است با نوعى انتخاب و اختيار در عمل و يا نوعى ابتكار . اساساً هر انتخابى ابتكار است ، هرچند هر ابتكارى اختيار نيست . ابتكار ، هم از آن جهت كه با اصل عليت غايى مربوط است كه مرجح كار است به يك سوى خاص و هم از آن جهت كه با عليت فاعلى مربوط است يعنى اينكه ماده خلاق و مبتكر و نوآور نيست ، از ادلهء تجرد نفس است . از آنچه گفته شد معلوم شد كه در كار سلولهاى حياتى چند چيز ديده مىشود كه به هيچ وجه با ماشين بودن آنها يعنى با اينكه ساختمان ذى حياتها را از نوع ساختمان ماشين بدانيم ولى كاملتر ، جور نمىآيد . يكى از آنها قدرت انطباق با محيط و تغيير در خود است .